درسنامه آموزشی هدیههای آسمانی پنجم
درس 11: سرو سربلند سامرا
نام زیبایت را بارها شنیدهام.
همان نامی که پیامبر خدا برای اوّلین نوهی عزیزش گذاشت: «حسن».
در مدینه به دنیا آمدی؛ شهر زیبای پیامبر.
از کودکی یار و همراه پدر گرامیات بودی.
سختیهایی را که حکومت ستمگر عبّاسی برای او ایجاد میکرد با چشم خویش میدیدی؛ هجوم آوردن به خانه، بازرسی کردن و به هم ریختن خانه و ... .
پدرت امام هادی علیه السّلام خیلی دوستت داشت و تو را چقدر خوب تربیت کرد تا راهش را ادامه بدهی و پرچم هدایت مردم را به دوش بگیری.
خلیفهی عبّاسی در سامرا در کاخی بزرگ بر تختِ قدرت تکیه زده بود. او نمیتوانست پدرت را تحمّل کند و نمیخواست او را آزاد بگذارد.
خلیفه دستور داد تا پدر بزرگوارت را با زور و اجبار از مدینه به سامرا بیاورند و شما نیز در کنار او بودی.
سالها پیش حاکمان ستمگر عبّاسی، نیاکان پاک شما را نیز به زور از شهر مدینه بردند؛
امام کاظم علیهالسّلام را به بغداد و امام رضا علیه السّلام را به خراسان.
وقتی به سامرا رسیدید در جایی امن و آرام نبودید؛ بلکه شما را در محلّهی «عسکر» یعنی منطقهی نظامیان سکونت دادند؛ جایی که همیشه صدای شیههی اسبهای لشکریان و فریاد فرماندهان و صدای چکمههای سربازان و شمشیرها و نیزهها به گوش میرسید. حاکمان عبّاسی میخواستند همیشه زیر نظرشان باشید.
پدرت را در سامرا به زندان انداختند و شما در سنّ نوجوانی جای خالی او را پر کردی.
هم مراقب مادر و خانوادهات بودی و هم مربّی و راهنمای مردم.
همین که بهار جوانیات آغاز شد، پدرت را به شهادت رساندند و شما جانشین او و امام مردم شدی.
از همان اوّلین روزهایی که به امامت رسیدی، آزار و اذیتهای حکومت شدیدتر شد!
جاسوس و مأمور اطراف خانهات گذاشتند تا دوستانت را شناسایی کنند.
یاران و دوستانت را دستگیر میکردند و به زندان میانداختند یا شهید میکردند.
شما مخفیانه برایشان نوشتی: «وقتی مرا در میان شهر میبینید به من سلام ندهید و با دست به من اشاره نکنید که جانتان در خطر است.»
آه چقدر جانسوز بود چهرهی درخشان شما را دیدن و سلام را فرو بردن!
با وجود همهی ستمها و سختیها، باز از هدایت مردم دست نکشیدی. مخفیانه برای مردم نامه مینوشتی و با کلمات نورانی و امیدبخش، نور ایمان را در دلشان زنده نگه میداشتی.
شما سرو سربلندی بودی که مردم ستمدیدهی سامرا میتوانستند در سایهی پُرمهرش، آرام گیرند.
برایم بگو (صفحه 81 کتاب درسی)
چرا خلیفهی عبّاسی از آزادی امام حسن عسکری علیه السّلام و ارتباط او با مردم میترسید؟
زیرا امام محبوب مردم بود و خلیفهٔ عباسی از ارتباط امام با مردم هراس داشت زیرا میدانست که رهبری امام باعث بیداری مردم میشود و او نمیتواند دیگر بر مردم حکومت کند.
ایستگاه خلاقیت (صفحه 81 کتاب درسی)
این داستان را بخوانید. برای آن یک عنوان انتخاب کنید و آن را بهصورت نمایش در کلاس اجرا کنید.
.............................................
ترس در چشمان رئیس زندان موج میزند.
حاکم عبّاسی با عصبانیّت به او میگوید: ما امام شیعیان را حبس کردیم؛ او را به تو سپردهایم امّا تو بر او سخت نمیگیری ... چرا؟ ...
رنگش پریده و لبهایش به هم چسبیده است. آب دهانش را به زحمت فرو میبرد و با صدایی لرزان میگوید:
- من ... من چه کار ... میتوانم بکنم؟
- چه کار میتوانی بکنی؟ ... این همه راه برای اذیّت و آزار او وجود دارد ...با درماندگی میگوید: من ... او را به دست دو نفر از بد رفتارترین افرادم سپردم ... ولی ..
- ولی چه؟! ... حرف بزن!
- ولی هر دوی آنها ... از هواداران حسن بن علی شدهاند.
- چه میگویی؟ ... هر چه زودتر دستور بده آنها را بیاورند.حاکم عبّاسی با خشم بر سر دو زندانبان فریاد میزند.
- وای بر شما! ... این چه برخوردی است که با امام شیعیان دارید؟ ... شما به جای اینکه او را آزار دهید، خودتان هم شبیه او شدهاید؟
یکی از زندانبانها با آرامش و شجاعت میگوید: ما دربارهی مردی که روزها روزه میگیرد و شبها را تا صبح به عبادت خدا مشغول است، چه میتوانیم بگوییم؟
دیگری ادامه میدهد: از نگاهش مهربانی و عطوفت میبارد ... ما را به سفرهی سادهی خویش دعوت میکند و همواره برای ما دعا میکند.
حاکم عبّاسی خشمگین و مضطرب است و احساس ذلّت میکند.
همه سکوت کرده و سرها را به زیر انداختهاند. همه نگرانند.
ایستگاه فکر (صفحه 83 کتاب درسی)
- با توجّه به داستانهای درس، چند نمونه از ویژگیهای امام حسن عسکری علیهالسّلام را بنویسید. ساده زیستی - احترام به اهل دانش - بردباری - مهربانی
- دوست داری کدام یک از این رفتارها را بیشتر در خودت ایجاد کنی؟
کامل کنید (صفحه 83 کتاب درسی)
- اگر من به زیارت امام هادی علیه السّلام و امام حسن عسکری علیه السّلام در سامرا بروم به یکی از آرزوهایم میرسم.
- به نظر من چیزی که باعث میشد امام حسن عسکری علیه السّلام در زندانهای تنگ و تاریک امیدوار باشد این بود که امام (ع) همیشه مشغول راز و نیاز با خدای خویش بود ایمانش قوی و از تحمل سختیها و مشکلات در راه خدا ترسی به دل راه نمیداد.
تدبر کنیم (صفحه 84 کتاب درسی)
امام حسن عسکری علیه السّلام میفرماید:
بهترین دوست تو کسی است که اشتباه تو را فراموش کند و نیکی تو را از یاد نبرد.
چه ارتباطی میان سخن امام و این جمله وجود دارد: یعنی همیشه خوبیها را ببین و بدیها را فراموش کن.
«همیشه نیمهی پر لیوان را ببین.»
با خانواده (صفحه 84 کتاب درسی)
- با کمک اعضای خانواده دربارهی این تصاویر، متنی کوتاه بنویسید و در کلاس بخوانید.
- اطّلاعات زیر را دربارهی زندگی امام حسن عسکری علیه السّلام جمعآوری کنید و به کلاس گزارش دهید.
نام: حسن
محلّ تولّد: مدینه (عربستان)
نام پدر: امام هادی (ع)
نام پدربزرگ: امام جواد (ع)
مدّت امامت: 6 سال
شهرهایی که در آن زندگی کردهاند: مدینه - سامرا
دشمنان ایشان: خلیفه عباسی (معتمد)
محلّ دفن: سامرا (عراق)